قبل از سفر سعی میکنم در زمینه مسیر سفر ، مقصد ، نقاط دیدنی و غیره اطلاعاتی کسب کنم . کتابچه نقشه راه ها و استان ها و شهرها رو هم همراه میبرم  . با دیدن تابلوی ایستگاهی نگاهی به نقشه انداختم از قم گذشته بودیم . بندرت ابادی ای در مسیر دیده میشد و تا چشم کار میکرد کویر بود و تپه ماهورهایش .  

        در فضای خنک و راحت قطار بهمراه چای و میوه و تنقلات و گاهی هم همصحبتی با همسفران و تماشای رعد و برق و ابر و بارون اون هم تو کویر گذر زمان تند و سریع بود .

       به کاشان نزدیک شدیم ، شهری در دل کویر ، یاد سفر قبل افتادم که با اتوبوس به شیراز رفته بودیم و در راه برگشت راننده و مسئول تور ما رو به قمصر برده بودن تا از نزدیگ گلاب گیری رو ببینیم . اردیبهشت ماه بود و زمان وفور گل و رونق گلاب گیری و فروش گلاب و گل و گیاه های طبی و داروئی . در راه برگشت به کاشان وارد شدیم و راننده راه خروج از شهر را گم کرده بود و چند بار کوچه و خیابونای شهر را دور زده بود    

       از خالدآباد و بادرود و ... گذشتیم و تا شب به یزد رسیدیم تاریکی شب و تکان های گهواره ای ( ننوئی ) قطار خواب زودرس شبانه رو به چشم ها آورد و رو تخت هامون رفتیم برای خواب . طبعا تخت بالا برای مردها بود . باد سرد کولر هم از دو خروجی سقف قطار میومد و سبب شد پتو رو مون بکشیم .  

       بر خلاف قطارای قدیمی که ترق ترق برخورد چرخ های آهنی با فاصله چندین سانتی ریل ها روی ریل های 12 متری موزیک خسته کننده و تقریبا یکنواختی ایجاد میکرد ، قطارای جدید روی ریل های طویل و بهم چسبیده صدای زیادی ندارن و مخل خواب نیستن .  

       صبحگاه که بیدار شدیم از شهرهای بافق و جنت آباد و بیاض کهنوج و سیرجان و فین گذشته بودیم و به بندرعباس نزدیک شده بودیم .  

       با کمی تاخیر ساعت 7 صبح به بندرعباس رسیدیم . قبل از رسیدن به ایستگاه نماینده تور به ما زنگ زد و گفت در سالن ایستگاه منتظرمون هست . بلافاصله بعد از پیاده شدن به استقبال مون اومد و ما رو به اسکله برد .  

       حدود یک ربعی از ایستگاه راه آهن تا اسکله طول کشید . شهر زیبای ساحلی بندرعباس رو در خنکای صبحگاهی از داخل ماشین تماشا کردیم و به اسکله رسیدیم .  

        انتقال به اسکله و تهیه بلیت شناور ( اتوبوس دریایی ) توسط نماینده تور سریع انجام شد و فرصتی برای عکاسی نبود . بعد از سوار شدن شناور چند تا عکس گرفتم و به تماشای اسکله و شناورهای اطراف و ... از پنجره شناور مشغول شدیم .     

  

       خیلی برامون جالب بود هم تماشای مناظر اطراف و هم فضای داخلی شناور و مسافران و ...  

       هنوز اندکی از اسکله دور نشده بودیم که در دو طرف مسیر چندین کشتی و لنج  دیدیم که روی آب های صاف و آبی نزدیک بندر لنگر گرفته بودن . به شوخی به همسفرا گفتم خیلی خوبه اینا با این جثه بزرگ شون مشکل پارکینگ ندارن   

  

        ادامه دارد


برچسب‌ها: قطار تهران بندر عباس, تپه ماهور کویر, اسکله بندرعباس, راه دریایی قشم
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در جمعه ۱۳۹۵/۰۲/۳۱ و ساعت 21:11 |
       با اینکه چند سال پیش به جزیره کیش در خلیج همیشه فارس سفر کرده بودم و خاطرات خوشی از آن سفر دارم اما زیاد فرصت حضور در ساحل را نداشتم و از جذر و مد آبهای آزاد جز نشانی از سطح تغییرات روی ستونهای اسکله ندیدم ، لذا خیلی دوست داشتم دوباره سفری به ساحل آبهای آزاد داشته باشم .  

       خوشبختانه اوائل همین ماه ( اردیبهشت ) یکی از بستگان خیلی نزدیک و صمیمی زنگ زد که گردشگری لاویج از طریق شرکت خدمات مسافرتی پرشین گلف که مجری تورهای مسافرتی بازنشستگان هست تور قشم را داره شما میایین بریم ؟  

        من هم که بعد از اون همه مشغله منتظر چنین فرصتی برای سفر و استراحت بودم از خدا خواسته گفتم با اجازه دوستان بعععععله و فوری به دفتر لاویج رفتم .  

        وقتی به دفتر گردشگری رسیدم متوجه شدم که شرکت پرشین گلف از تهران تا قشم و بالعکس رو می پذیره و برای رفت و برگشت تا تهران هیچ هماهنگی نمیشه و خودمون باید بریم .  

        مهمتر اینکه از تهران تا قشم با هواپیما هست و (بنا به تجربه قبلی ) معمولا طوری برنامه ریزی میکنن که برگشت به تهران نیمه شب میشه و برگشت از فرودگاه تا شهرمون هم کم مشکلات نداره . تازه نیم بها برای هر نفر 400 هزار تومن هست و ما  چون از قبل دو سفر با تور بازنشستگان رفته بودیم فکر میکردم این سفر دیگه برای ما نیم بها نخواهد بود در نتیجه هم هزینه سنگین هست و هم مشکلات رفت و برگشت تا تهران و ...  

         در مورد سفر با قطار پرسیدیم متصدی گردشگری گفت با قطار از تهران تا بندرعباس و بعد با لنج ( اتوبوس دریایی ) میتونین به قشم برین . براتون نفری 200 در میاد .  

        چون رفت و برگشت تا ایستگاه راه آهن تهران برای ما با قطار از شهرمون راحت تر بود (خصوصا که موقع برگشت هم که خرید سفر با ما بود و تعداد ساک و سبدا بیشتر می شد ) قبول کردیم .  

        از مدت ها قبل در مورد سفر با قطار از تهران تا بندرعباس سرچ داده بودم و بنا به اطلاعاتی که داشتم ذهنیت خوبی از سفر با قطار نداشتم اما چون میتونستیم یک کوپه چهار نفره ( چهار تخت ) بگیریم و همسفرای خوبی هم داشتیم قبول کردم .  

          موقع حساب کردن متوجه شدم که برای سفر سوم هم میتونیم نیم بها بریم   

        بعد از ثبت نام متصدی گردشگری لاویج برگه پرینت شده ای به ما داد که ساعت رفت و برگشت و اطلاعات مختصر دیگه ای داشت بعد شماره نماینده ای که بنا بود در ایستگاه راه آهن تهران منتظر ما باشه و بلیت قطار رو به ما بده به ما داد همینطور نماینده ای که در ایستگاه راه آهن بندرعباس برای رسوندن مون به اسکله و ...  

       قرار شد که ساعت 11 صبح کنار ماکت قرآن در ایستگاه راه آهن نماینده تور رو ببینیم و بلیت رو ازش بگیریم . به همین خاطر ما هم شب قبل با قطار گرگان تهران که ساعت 12 شب از شهرمون رد میشه به ایستگاه تهران رفتیم و ساعت 8 صبح رسیدیم .  

        دفعه قبل که به ایستگاه راه آهن تهران رفته بودم بیش از 20 سال پیش بود . ماکت بزرگ پل تاریخی و مشهور ورسک و گردنه سه خط طلای روسک از موارد دیدنی و جذاب ایستگاه در آن زمان بود .  

        در پی دیدار مجدد آن ماکت سالن انتظار ایستگاه رو گشتم ایستگاه تغییرات خوبی کرده بود ، اما جای آن ماکت زیبا و ارزشمند خالی بود .  

         در قسمت عکس های یادگاری راه آهن چندین عکس تاریخی بود که عکس پل ورسک یکی از آنها بود که مربوط به سال 1316 هست .  

       طبق قرار ساعت 12 سوار قطار 4 تخته غزال - رجا شدیم که نسبتا لوکس بود و راحت . بعد از صرف ناهاری که همراه داشتیم در خنکای کولر قطار و روی تخت های نسبتا راحتش خواب نیمروزی خوبی داشتیم .  

       

         بعد از یکی دو ساعت خواب و استراحت برای تماشای مناظر کویری به اطراف نگاه میکردیم . شاید از خوش شانسی ما بود که اونروز هوا ابری بارونی بود و کویر رو بارونی تماشا کردیم اما برای عکاسی مناسب نبود .  

 ادامه دارد            


برچسب‌ها: از دریای شمال تا دریای جنوب, قطار تهران بندرعباس, کوپه 4 تخته, گردشگری لاویج
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۸ و ساعت 21:39 |

 

       ظهر که برگشتم خونه دیدم نوه آخریه اومد رو تراس و با داد و قال اش منو متوجه خودش کرد براش چند تا بوق زدم و با لبخند و تکون دادن دست جوابشو دادم .  

         طبق معمول برای دادن شکلات کمی سربسرش گذاشتم و باهاش بازی کردم بعد هم شکلات رو بهش دادم و رفتم تو اطاقم دیدم کشو پایینی میزم بیرون کشیده و بازه به شوخی داد و قال کردم و گفتم این دیگه کار کیه ؟ این وروجک کجاس ؟ چکار به کشو و میز من داره ؟ !!  

        مادرش اومد جلو و گفت : وقتی اومدیم فوری رفت کشو رو باز کرد و روش لگد کرد و رفت رو صندلی و بعد هم روی میز رفت و آداپتور مودم رو زد به برق و گفت مامان کامپیوتر رو برات روشن کردم !!!  منظورش وصل وای فای بود !!! اینا دیگه چی میخوان بشن ؟ !!!   

        گفتم بهتره ، کاش ما هم به زرنگی و تیزهوشی اینا بودیم تا به این روز نمی افتادیم و به این آسونی دستخوش مغزخوری نمی شدیم   

        امیدوارم این وروجک های تیزهوش آینده بهتری داشته باشن  

  


برچسب‌ها: وروجک های تیزهوش, نسل آینده
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ و ساعت 19:38 |