با زحمت از جوی و جویک و رود و رودک و استخر و استخرک کوچه های شهر می گذشت ، گاهی فقط پاشنه پا را روی زمین می گذاشت وگاهی از روی پنجه می پرید با اینکه هوا صاف و بی بارون بود .

        متوجه نگاه متعجبم شد و گفت : دست خودم نیست از کفش و لباس جا افتاده و راحت که مشکل ظاهری نداشته باشه و کثیف و کهنه نباشه بیشتر از نو خوشم میاد و باهاش راحت ترم . مخصوصا کفشم که ظاهر و بالاش سالم و نسبتا نو هست ولی کف اش یه ترک برداشته و آب توش نفوذ می کنه . من هم به هوای روستای خوب و دوست داشتنی مون امشب که هوا صافه و بارونی نیست کفش آفتابی ( ته ترک دار ) پوشیدم نمیدونستم که کوچه های شهر همیشه پرآب و آبدارن و آفتابی و بارونی ندارن ، و گرنه پوتین می پوشیدم که راحت از هر دره دوزه ای رد بشم 😊

          وسط مهمونی که هر چند نفر سرشون به یه بحثی گرم شد شروع کرد به انتقاد از زبان و ادبیات غرق در کلمات عربی ما ، و اینکه علیرغم ظلم و ستمی که طی قرون و اعصار از جانب اعراب بر ما رفته چرا هنوز به عربی صحبت می کنیم و پارسی رو پاس نمیداریم و از عرب و عربی فاصله نمیگیریم ؟ !!! و اینکه خیلی از کلماتی که حتی در گویش محلی مون استفاده می کنیم کلماتی هستن که عرب ها برای تحقیر در دهن مون انداختن و این کلمات در زبان عرب دارای معنی زشت و پستی هستن مثل غذا که در عربی بمعنی ... و نفر که بمعنی ... و ... به ...

           از ملاهای اینترنتی و شبکه های مجازی بود و شدیدا تحت تاثیر و شیفته کوروش پرستان و هواخواهان ایران باستان و خیلی افراطی خواهان جدایی و پاک سازی هر چه سریعتر و بی قید و شرط زبان پارسی از کلمات و اصطلاحات عرب گفته ( عربی ) !!! .

          بحث زیادی باهاش کردم در مورد زبان و غنای زبان و نزدیکی و قرابت عربی و فارسی و فرق خاص عربی نسبت به دیگر زبان های مطرح دنیا از جهت نزدیکی و شباهت حروف و معنا و ریشه و مسائل زبانی و ادبی ( صرف و نحوی ) به فارسی و ...

          دیدم حساسیت عجیبی داره و درست مثل گروه مقابل خودش که دائم تحت تاثیر تلقینات و تبلیغات و آموزش گسترده تشکیلاتی قرار دارن ، اون هم ناخواسته و ندانسته تحت تاثیر تلقینات و تبلیغات تشکیلات ظاهرا بی نام و نشان ولی شدیدا فعال قرار داره و ادامه بحث تاثیر چندانی در ذهن شدیدا درگیرش نداره .

          گفتم اگه کار نوشتنی ( نویسندگی ) بکنی بهتر متوجه میشی که خیلی بهتره آدم پوتین بپوشه و راحت از هر دره دوزه ای در هوای آفتابی و بارونی بگذره تا اینکه کفش آفتابی بپوشه و در کوچه های پرآب شهر با زحمت عبور کنه .

         وقتی خیلی راحت میتونیم با استفاده از دریایی از کلمات رایج و همه فهم که طی قرون و اعصار در ادبیات ما جا خوش کرده ان در بیان و نگارش مون زبان گویا و قلم شیوا داشته باشیم چرا زحمت تهیه و حمل دائمی اپلیکیشن اکسین چنل پارسی باستانی را تحمل کنیم ، تازه اگر چنین اپلیکیشنی برای پارسی باستانی وجود داشته باشه و ابزاری نو برای کاربردی کهنه تهیه کرده باشن که ما هم بتونیم مثل مداح های جوان از روی موبایل نوحه بخونیم 😊  


                                            


برچسب‌ها: کوچه های آب دار, کفش کهنه, عربی در فارسی, شبکه های مجازی
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۶ و ساعت 6:10 |