25 سال پیش ، یک شب خونه یکی از بستگان شام خوردیم و بعد از شام برای شرکت در جشن عقدکنان پسرش راهی منزل پدر عروس شدیم . من ماشین نداشتم و همراه یکی از بستگان سوار نیسانش شدم .  

        راه خیلی طولانی بود و جاده بین شهری اون موقع هم دوطرفه بود و تنگ و نسبتا پیچ در پیچ .  

        عقربه سرعت نیسان نو و قوی ما هم با راننده جوانش دائم حول و حوش 80 تا 100 در نوسان بود و نیسان در سر پیچ ها رقصان ، گویا فامیل کوچکتر از خودم ضمن نمایش مهارت و قدرتش به سایرین ، با دیدن ترس و وحشت من بیشتر کیف می کرد و با بلند کردن صدای موسیقی اصیل که از رادیو پخش می شد بر تفریح خودش می افزود .
       بیش از این سکوت را جایز ندیدم و اعتراض کردم . در جواب گفت : اگر تیغ عالم بجنبد زجای نبرند رگی تا خواهد خدای !!! 

       گفتم فعلا سرعت رو کم کن و به سرعت مطمئنه برسون تا ...  


       متاسفانه در دیاری زندگی می کنیم که جدای از بی مسئولیتی و سوء استفاده مالی عده ای از هر فرصت و در هر زمینه ممکن ، تفکرات غلط و بدآموزی از ادبیات رایج هم زمینه خطرات و حوادث زیادی را برای مان به ارمغان می آورد .  


       متاسفانه در ادبیات ما از این مغالطه ها به وفور یافت میشود ، چنانکه گویی در روزگار نسبتا دور ، پیشینیان ما غیر توجیه حوادث و قبول و تسلیم در برابر آن و شعر گویی برای مرهم نهی بر دل زخم دیدگان و تسلی دهی بازماندگان حوادث طبیعی و غیرطبیعی و حتی قتل عمد و نسل کشی ، کار دیگری از آن ها ساخته نبود .  


        متاسفانه این میراث نامبارک و مغلوط همچنان بر سر زبان هاست و زمینه و بهانه خیلی ها برای کم کاری و فرار از مسئولیت .  

 
         زلزله این روزای غرب کشور ، علیرغم پیامد فاجعه بارش برای عده ای از هموطنان مان ، کارنامه سیاه و مردودی خیلی ها را در ساخت و ساز و عمران شهری نشان داد .  


        عکس های ارسال شده به شبکه های اجتماعی آشکارا نشان داد که مقاوم سازی می تواند شیشه را در بغل سنگ ، حتی در شرایط حاد لرزش و ویبره شدن زمین نگه دارد و آنچه که شیشه ها و سنگ ها را بر سر مردم مظلوم ما ریخت بی دقتی و بی مسئولیتی و سوء استفاده مالی و فرصت طلبی گروهی بود .  


        امروزه دیگر ابهامی در ضرورت دوری از این اشعار و ابیات و ضرب المثل های دور از واقع و بدآموز وجود ندارد ، چرا که بعینه می بینیم اتومبیل های ما هر روز به تجهیزات جدید و مدرن نجاتبخش مثل کیسه های هوا برای نجات جان سرنشینان در مواقع تصادف ، ترمز های ای بی اس برای جلوگیری از تصادفات و ... مجهز می شوند .  


        جاده های تنگ و باریک و پر پیچ و خم دائم الحادثه و قتلگاه عابران به بزرگراه چند بانده و جدا از هم و برخوردار از ورودی ها و خروجی های زیرگذر و روگذر تبدیل می شوند .  


         بخاری های خطر آفرین در مدارس و منازل به سیستم های حرارتی مرکزی تبدیل شده و ...  


          با نگاهی ساده و گذرا به گذشته خیلی دور تا نسبتا نزدیک حیات بشری براحتی میتوان تغییرات نجاتبخش بیشماری را دید که موجب نجات جان انسانها از مرگ های نابهنگام گشته و هر روز هم رو به افزایش هستند .  


         قطعا کسانیکه مبدع و مخترع آن همه ابزار نجاتبخش بوده اند و همه کسانیکه از آن ادوات بهره می گیرند ، با توجه به اینکه ، " کسی نمی میرد مگر آخرین روزی خود را خورده باشد " و یا " نبرد رگی تا نخواهد خدای " و یا " گر نگهدار من آنست ... شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد " و یا " زلزله ها و سیل ها و جنگ ها و بلایای طبیعی و غیرطبیعی ، برای تعدیل جمعیت زمین ، از آسمان بر مردم نازل می شوند " ، سراغ ابداع و ساخت و بهره گیری از آن نرفته اند .  


         #قاسمی_اوجی 

 

 تفاوت ساختمانهای مسکن مهر(سمت چپ)  

با ساختمان شخصی ساز(سمت راست)


برچسب‌ها: مغالطه در ادبیات, مقابله با خطر, مرگ نابهنگام, زلزله کرمانشاه
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۸/۲۹ و ساعت 11:25 |