بعد مدت ها فرصتی شد تا گذری به دیار سبز و رنگین سبلان با خنکای دلپذیر و چشمه های آبگرم داشته باشم . 

        در این سفر چند تا از بچه ها و نوه ها رو همراه داشتم ، سفری خوب و خوش و بیادموندنی بود ، خصوصا برای نوه ها .  

        آشنایی با مسیر و مقصد و تحقیق پیرامون نقاط دیدنی و تفریحی مقدور و قابل دسترس و برنامه ریزی نسبتا دقیق و صحیح لازمه داشتن یک سفر خوب و راحت و  بیادموندنی هست ، لذا با اینکه چند سال پیش همین مسیر رو رفته بودم باز هم با استفاده از اینترنت و گوگل مپ یک بررسی نسبی انجام دادم .  

        روز اول سفر را نسبتا سخت و سنگین گرفتم چون لازم بود از جاده های دو استان بطول 600 کیلومتر بگذریم . مسافرا ( بچه ها و نوه ها ) رو شب قبل از سفر در خونه ام جمع کردم تا با بیدار باش شبانگاهی همه آماده باشن و سریعتر حرکت کنیم .  

        ساعت 3 و نیم صبح بیدار باش زدم و ساعت 4 استارت زدیم . بزرگ و کوچک 12 نفر بودیم با دو ماشین .  

        سحر خیزی و استفاده از خلوتی جاده باعث شد ساعت 8 صبح برای صبحونه کنار استخر لاهیجان توقف کردیم و یک ساعتی رو استراحت کردیم .  

       هوا و فضای خوبی بود برای استراحت و صرف صبحونه و تماشا و عکاسی بچه ها .  

       بنا داشتم قبل از ساعت 6 اردبیل باشیم تا از طریق ستاد اسکان فرهنگیان برای اقامت یک شب اطاق بگیرم . لذا سعی کردیم هر چه سریعتر گیلان را پشت سر بذاریم اما در رشت درگیر ترافیک شدیم ضمن اینکه در کل مسیر گیلان درگیر سرعت کاه های اعصاب خردکن بودیم .  

       ظهر به جنگل گیسوم رسیدیم و برای نهار و استراحت یک ساعته به ساحل گیسوم رفتیم .  

 

       از رواق پلاژهای خالی برای اطراق موقت استفاده کردیم و بچه ها هم از فرصت استفاده کردن و حین استراحت و چرت نیمروزی من و پسرم که راننده بودیم لب ساحل رفتن و کمی آب بازی کردن و ...  

       هوای آخر بهاری نسبتا خنک بود و جاده آستار هم نسبتا خلوت بود و از سرعت گیرها هم خلاص شده بودیم و با سرعت نسبتا خوبی پیش می رفتیم .  

       در کمربندی آستارا یک ایستگاه راه آهن در دست ساخت دیدیم که واگن های باری اش به رنگ خاکستری بود و فقط بسمت آذربایجان ریل گذاری شده بود . 

       توقف بعدی را در گردنه حیران بعد از بالا رفتن از چند پیچ داشتیم بچه ها هم با آش و بلال سرگرم شدن و ...  

        تقریبا تموم طول مسیر رو از جهت ساخت و ساز و توسعه شهری و روستایی خصوصا مسیر گردنه حیران نسبت به 10 سال خیلی متفاوت و متغییر دیدم که کاملا طبیعی هست و جای امیدواری و خوشحالی ، علیرغم مخالفت نسنجیده و بی دلیل هوادارن محیط زیست که برای ساخت و توسعه آبادی ها در مناطق کوهستانی داد و قال راه میندازن ، بنظر من این ساخت و سازها خیلی هم بجا و ضروریه و نشان از رشد و توسعه و چرخش خوب اقتصادی داره ، هرچند بیشتر در خدمت اقشار مرفه و نیمه مرفه هست .  

       ساعت 5 به اردبیل رسیدیم در ورودی شهر کیوسک راهنمایی مسافرین رو دیدم و توقف کردم و آدرس ستاد اسکان رو خواستم . ضمن راهنمایی خوب و دوستانه به تعداد مون بلیط تخفیف دار استخر پهنلو سرعین و سه برگ نقشه اردبیل و سرعین و مشگین شهر رو به من داد .  

       بعد از اسکان در مدرسه و جابجایی وسایل اضافی در اطاق و صرف عصرونه بقصد پارک و گردشگری شورابیل حرکت کردیم که متاسفانه درگیر ترافیک شدیم و موقعی به پارک رسیدیم که دیگر تاریک شده بود اما بچه ها از شهر بازی استفاده کردن .  

       بعد از یک روز نسبتا سخت و خسته کننده در ماشین و رانندگی 600 کیلومتری فضای امن و آروم و ساکت مدرسه در هوای خنک اردبیل فرصت خوبی برای یک استراحت و خواب خوش و سنگین بدست داد . حرکت بعدی رو ساعت 7 و نیم صبح بعد تعیین کردم .  

ادامه دارد    

       


برچسب‌ها: سبلان, برنامه ریزی سفر, استخر لاهیجان, ساحل گیسوم
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۳ و ساعت 23:42 |