همدان ، مقبره بوعلی ، باباطاهر ، گنجنامه  

         ساعت 7 به کبودرآهنگ رسیدیم و بعد از گشت کوتاهی با ماشین داخل شهر به محل اقامت مون برگشتیم و شب رو کامل استراحت کردیم .  

         صبح روز پنجشنبه ساعت 8 حرکت کردیم و ساعت 9 و نیم در مدرسه ای در قسمت جنوبی شهر اتاق گرفتیم . مدرسه تمیز و جاداری بود .  

  

 سقف سالن ورودی مدرسه  

       بعد از جابجا شدن و صرف صبحونه طبق نقشه ای که ستاد اسکان داده بود بطرف آرامگاه بوعلی حرکت کردیم . ترافیک نسبتا سنگینی بود .  

 

          وقتی از پارکینگ طبقاتی بطرف میدان بوعلی آمدیم . در فاصله بین میدان بوعلی تا میدان مرکزی شهر ماشین های برقی با طرح های مختلف کلاسیک و مدرن دیدیم که مسافرا رو جابجا میکردن .  

  

 مقبره ابوعلی سینا  

          با دیدن مقبره با شکوه بوعلی بیاد دو بیتی مشهورش افتادم که :  

کفر چو منی گزاف و آسان نبود  

محکمتر از ایمان من ایمان نبود  

در دهر چو من یکی و آن هم کافر  

پس در همه دهر یک مسلمان نبود .  

        فرصت کمی داشتیم ، بنا داشتم آرامگاه باباطاهر رو هم ببینیم و برای استراحت برگردیم تا بعد از ظهر به گنجنامه بریم . هوا هم گرم بود .  

 

 آرامگاه باباطاهر همدان  

       معمولا اماکن تاریخی و دیدنی هنری و ادبی و ... را باید در خنکای غروب بازدید کرد ولی فرصت ما اندک بود و همدان هم پایتخت تاریخی میهن عزیزمون ، ... 

       گشتی در محوطه زدیم و ...  

       ساعت 5 عصر بطرف گنجنامه حرکت کردیم . هوا هنوز گرم بود ولی منطقه گنجنامه در ارتفاع بالاتری قرار داره و نسبتا ییلاقیه و جمعیت زیادی اونجا بودن .  

 

       در اون ساعت روز بیشترین مشتری و طالب رو آبشار گنجنامه داشت . جمعیت زیادی از خنکای کنار آب استفاده میکردن . بیشترین مسافر و گردشگر از شهرهای جنوبی بودن که از هوای گرم و کم آبی و مشکلات فصل گرم جنوب به همدان پناه آورده بودن ...

 

       دو نفر از جوونا رفته بودن رو صخره بالای آبشار و با یک کیسه راه آب رو برای دقایقی می بستند و بعد یهو ول می کردن و مقدار زیادی آب یهو می ریخت رو سر پایینی ها و بچه ها و جوونا جیغ و داد می کردن و تفریح می کردن .  

      بعد دو ساعتی قدم زدن و تماشا برگشتیم و ...  

       صبح روز بعد که جمعه هم بود قبل از سپیده حرکت کردیم . راه برگشت را از تاکستان و قزوین انتخاب کردم که مسیری خنک تر و حاصلخیز هست . پیچ و گردنه و گذشتن از روستاها و شهرک ها رو داره ولی برای جلوگیری از خواب آلودگی صبح خوبه .  

       بنا داشتیم از محور کندوان به شمال بیاییم و مسیر کرج چالوس رو ببینیم اما هنوز از کرج خارج نشده بودیم که درگیر راهبندون شدیم و عطای تماشای جاده چالوس رو به لقای ترافیک سنگین بخشیدیم و برگشتیم .  

       در ابتدای جاده دماوند درگیر ترافیک سنگین شدیم هوا هم شدیدا گرم بود . تا انتهای شهر دماوند در ترافیک بودیم ولی خوشبختانه بعد دماوند ترافیک سبک بود .  

       در مجموع 1600 کیلومتر راه رفته و برگشتیم . رانندگی نسبتا سخت بود ولی بهتر از چرت زدن در ماشین بود لذا یکسره خودم پشت فرمون بودم


برچسب‌ها: ستاد اسکان آموزش و پرورش, آرامگاه بوعلی, مقبره باباطاهر, گنجنامه همدان
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۰۸ و ساعت 10:17 |

           شهریار ، ساوه ، کبودرآهنگ - غار علیصدر  

        صبح روز چهارشنبه قبل از سپیده از میزبان عزیزمون خداحافظی کردیم و از راه شهریار به جاده ساوه رفتیم . منطقه شهریار نسبتا سرسبز با باغات زیاد هست .  

        در آزاد راه تهران ساوه پیش می رفتیم ، منطقه تپه ماهوری و نسبتا کویری هست . آزادراه نسبتا خلوت بود و سرعت 120 مجاز . رانندگی در چنین جاده ای اون هم در صبح زود خسته کننده هست و خواب آور ، مخصوصا که همسفرا ( مسافرا ) در خوابن . بهر طریق مقاومت کردم و از کم شدن هوشیاری جلوگیری کردم . ( خواب آلودگی در رانندگی معمولا بشکل از دست رفتن هوشیاری هست در حالیکه چشم ها بازه ، نشانه افت هوشیاری هم درگیر شدن ذهن به موارد ناخواسته و غیرارادی هست )  

        بنا داشتیم که برای صبحانه به ساوه بریم و کمی توقف کنیم ولی وقتی به خروجی ساوه رسیدیم دیدم همسفرا خوابن . برای فرار از گرمای زودرس مسیر آزادراه رو بسمت همدان ادامه دادم .   

           چند سال قبل که به همدان رفته بودم مزارع سیب زمینی و هندوانه زیاد دیدم اما الان فقط گندمزارهایی با خوشه های طلایی و رسیده جای شون رو گرفته بود که در حال جمع آوری اش بودن .  

        ساعت 10 به کبودرآهنگ رسیدیم و بعد از 12 سال از جلوی ورودی پایگاه نوژه گذشتیم و به انتهای شهر برای اقامت در خانه معلم رفتیم .  

        هوا نسبتا گرم بود و برای تموم سوئیت ها کولر گذاشته بودن . تا ظهر فرصت برای خواب و استراحت داشتم تا بعد از ظهر بسمت غار علیصدر بریم .  

        2 بعد از ظهر برای رفتن به غار به ابتدای شهر ( ورودی پایگاه ) اومدیم و از مسیر کنار پایگاه رفتیم پسرم از خاطراتش در این پایگاه می گفت و ...  

        از شهر و باند فرود اضطراری که قسمتی از جاده شده بود گذشتیم . جاده تپه ماهوری گاهی با نشیب و فراز شدید در پیش بود . کامیون های حامل گندم هم در جاده زیاد بودن که بسمت سیلو می رفتن .  

        گندمزارهای منطقه غار علیصدر  

         روستاهای مسیر نسبت به 12 سال پیش توسعه زیادی پیدا کرده بودن . غارعلیصدر که یک تفریجگاه کوچک در زیر یک تپه بود تبدیل به یک شهرک توریستی تفریحی شد که جمعیت زیادی رو در خود جای می ده .  

        اما هوا همچنان گرم بود . فقط در زیر سایبان ها و در معرض باد نیمه گرم احساس راحتی داشتیم .  

        ورودی غار نسبتا خلوت بود . هم وسط هفته بود و هم بعد از ظهر . بعد از تهیه بلیط وارد غار شدیم نسبت به قبل فرق هایی کرده بود . ورودی جدید ساخته بودن که صندلی های انتظار خیلی زیادی برای سوار قایق شدن داشت . 

  

          هوای داخل غار خیلی خنک بود ظاهرا در حدود 16 درجه و دمای آب هم 12 درجه . فضای تماشایی و دلچسبی در گرمای تابستان داره .  

 

              بعد از حدود 20 دقیقه نشستن در قایق هایی که به یک قایل پدالو بسته شده اند و با رکاب زدن راهنما و یکی از مسافران در مسیر از پیش تعیین شده به جلو رفتیم در ایستگاهی ما را پیاده کردن تا یک مسیر پیاده روی را که در قسمتی از خشکی غار و قسمت هایی که با پل شناور ایجاد کردن قدم بزنیم و بر گردیم .   

 

          هنگام برگشتن سوار آخرین قایق شدیم چون از آخر آزاد بود دائم به چپ و راست منحرف می شد و به بدنه غار میخورد که بقول نوه ام سفر را هیجانی تر کرده بود .   

          چون بازدید کننده زیاد نبودن زیاد در صف انتظار نموندیم و نسبتا زود بیرون اومدیم .  

 

 

        هوا هنوز خنک نشده بود . کمی بازارگردی کردیم و ساعت 6 عازم برگشت شدیم .  

        موقع رفتن مسیر زیادی رو طی کردیم و سربالایی سوباشی رو پشت سرگذاشتیم تا به جاده همدان غار علیصدر رسیدیم و ... ، اما در بازگشت جاده آسفالته خلوتی پیش رو دیدیم با توجه به موقعیت مکانی تپه ها و دشت ها احساس کردم باید میانبر باشه با توجه به وقت و فرصتی که داشتیم وارد جاده شدیم . بیش از 10 کیلومتر راه مون رو کمتر کرده بود و از میون گندمزارها می رفت و از روستای چاله کند گذشت . خلوت بود و باب دل رانندگی و تماشا ، اما گاهی نشیب و فرازش آنقدر زیاد میشد که برای بالاگرفتن سرعت رو بالای 100 می رسوندم و وقتی به اوج می رسیدم انگار بجای جاده ، سکوی پرش گذاشته باشن ، جلو رو یهو خالی می دیدم و سریع سرعت کم میکردم تا مانع پرش ماشین بشم .  بقولی رانندگی هیجانی ای داشت   

ادامه دارد


برچسب‌ها: غار علیصدر, کبودرآهنگ, پایگاه نوژه, گندمزارها
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ و ساعت 23:40 |
سد لار - قله دماوند - تهران برج میلاد  

        در سفر قبلی بدلیل مشغله کاری یکی از پسرام و همسرش مقدور نشد که اون ها رو همراه ببرم مخصوصا پسرشون که کلاس سوم دبستان رو پشت سر گذاشته و سفر براش خاطره ساز و آموزنده هست .  

        هماهنگ شد برای روز سه شنبه 26 تیرماه حرکت داشته باشیم .  

        12 سال قبل که پسرم در پایگاه نوژه خدمت میکرد برای دیدنش رفته بودیم و ضمن دو شب اقامت در خانه معلم کبودرآهنگ گشتی در همدان و غارعلیصدر داشتیم . حالا بعد 12 سال مسیر و مقصد همدان رو انتخاب کرده بود تا همراه با همسر و دو فرزندش تجدید خاطره ای داشته باشه .  

        قبل سفر فرصت کافی برای تحقیق در نت داشتم و سعی کردم برنامه ریزی خوبی داشته باشم ، اما معمولا تعریف و تمجیدهای گاها اغراقی در ارتباط با مناظر طبیعی و اماکن دیدنی مربوط به فصل معتدل بهاری هست و در گرمای تابستان دیدن آن مناظر با زیباییهای تشریح شده در سایت های گردشگری و تبلیغی مقدور نیست .  

        برنامه روز اول سفرم رسیدن به تهران در غروب و ساعات خنک بود تا شب را مهمون یکی از عزیزان باشیم و صبح زود قبل از گرما و ترافیک بسمت همدان حرکت کنیم . لذا نیازی به سحرخیزی و حرکت صبحگاهی نبود .  

        8 صبح حرکت کردیم تا نرم نرمک از جاده هراز به پلور برسیم و از اونجا به دشت ( پارک ملی ) لار بریم و به تماشای قله دماوند و آبهای سد لار بنشینیم و در صورت مساعدت هوا و فضا نهار و استراحتی داشته باشیم .  

         ساعت 10 و نیم به فرعی لار رسیدیم مناظر اطراف زیبا و دیدنی بود اما نه در حد زیبایی و تعاریف زیادی که شنیده بودم و در نت دیده بودم . هوا نسبتا گرم بود و از گلهای بهاری خبری نبود . اما دیدن سمت جنوبی قله که هنوز در شیارهایش برف بود برای اولین بار جالب بود .  

        چند کیلومتری خاکی رو هم گذروندیم و به ابتدای سد رسیدیم کمی توقف کردیم و بچه ها اطراف رو تماشا و عکاسی کردن .  

    

سد لار در اواخر تیر ماه  

         قله دماوند از کنار سد لار  

        متاسفانه هوا و فضا مناسب ماندن و اتراق نبود تصمیم گرفتیم گرمای ظهر را در گردنه امامزاده هاشم که خنک ترین جای مسیر بود بمونیم .  

        وقتی به امامزاده رسیدیم در لبه دره ای که حالا دیگه یک دشت سرسبز مسکونی و گردشگری شده رفتیم و مدتی در کوران باد خنک به تماشای دشت مشغول شدیم .  

  

        محوطه امامزاده خیلی شلوغ و پرجمعیت بود مسافرای زیادی برای گذران گرمای ظهر اتراق کرده بودن ، در گوشه ای سایبانی درست کردیم اما خنک و راحت نبود ، بعد صرف ناهار مدتی توی ماشین چرت نیمروزی زدم تا همراهان گشتی بزنن و کمی از گرمای ظهر کمتر بشه و حرکت کنیم .  

        ساعت 5 به تهران رسیدیم . مقصد ما سئول بود پل صدر رو گذروندیم و با گذر از تونل نیایش راحت به مقصد می رسیدیم اما تونل از زیر پل بسته بود و ناگزیر شدم مسیر دیگه ای برم که در یک ترافیک جهنمی گیر افتادم . در مسیرهای نااشنا بیش از یک ساعت حرکت لاک پشتی داشتیم و ...  

       با موج حرکت ماشین ها به جلو می رفتیم حتی جایی برای توقف هم ندیدم تا زنگ بزنم بیان دنبال مون ...  

       بعد یک ساعت راندن سراسر شکنجه در پایتخت در کنار بیمارستانی توقف کردم و زنگ زدم . مامور پلیس اومد جلو دستور حرکت داد گفتم منتظر یکی از همکاران تون هستم که بیاد ما رو نجات بده . لبنخدی زد و گذشت ...  

       خوشبختانه خیلی زود میزبان عزیزمون با موتور اومد و سریع ما رو از مسیر خلوت به منزل رسوند و ...  

        بعد استراحتی در خنکای غروب به بوستان ایرانی که همون نزدیکی بود رفتیم . باور کردنی نیست که در تهران چنین فضاهایی باشه ، هر چند اردیبهشت نبود که بوستان غرق گل لاله باشه ولی ...  

        بعد بوستان به برج میلاد رفتیم تا خستگی و گرما و راهبندون از خاطر بچه ها بپره و خاطره خوشی براشون بجا بمونه    

        خیلی سعی کردم که قبل از تاریکی بالای برج بریم اما شروع صعود معمولا در انتهای روز هست و تا نوبت ما بشه دیگه تاریک شده بود .  

          

نوه عزیزم در حال تماشای تهران با تلسکوپ  

        در خنکای غروب شمال تهران و وزش باد در ارتفاع برج لحظات خوشی گذروندیم اما همچنان به هر طرف که نگاه می کردیم خط ممتد چراغ قرمز ( خطر ) ماشین ها بود که در ترافیک و راهبندون گیر کرده بودن .  

 

          ادامه دارد  


برچسب‌ها: قله دماوند, سدلار, دشت لار, ترافیک تهران
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ و ساعت 19:48 |