شب رفتیم خرید سوغاتی برا بچه ها و نوه ها ، اما بازار قسمت شرقی حرم رو تخریب کرده بودن و ...
صبح زود رفتم حرم ، بعد تعطیلات خلوت شده بود ، سری به قبور علما زدم و دقایقی نظاره گر کلاس خصوصی بعضی از روحانیون بودم که هر کدوم با یک شاگرد کار میکردن .
در صحن امام خمینی که فضای بزرگی هست با سقفی بلند ، جایگاه تریبون و سخنرانی مجللی داشت و یک روحانی پشت میکروفن با صدایی قابل تحسین دعا می خواند و پژواک اکوهایش فضا را پر کرده بود ، هر چند در آن ساعات مشتری زیادی نداشت .
ساعت 8 بسمت دلیجان حرکت کردیم . بار اول مون بود که مسیر رو می رفتیم . با کمک گوگل مپ پیشاپیش جاده را زیر نظر داشتم . مناظر اطراف نیمه سبز و هوا هم نیمه سرد بود .
به سمت سرچشمه رود نیمه خشک قم می رفتیم . قبل از دلیجان تابلوی هتل آبگرم رو دیدیم . به راست پیچیدیم و وارد یک مسیر کوهستانی خلوت شدیم . بیش از 10 کیلومتر راه بود ، بجز یکی دو آبادی کوچک ندیدیم تا به آبگرم رسیدیم . حدود ساعت نه و نیم بود وارد شدیم .

با اینکه از ظهر یک شنبه رزرو کرده بودیم پذیرش شدیم و قبل از ساعت 11 اتاق گرفتیم و گشتی در اطراف زدیم .
فضای خوبی داشت . بالای تپه ای واقع شده که ظاهرا زیر سنگ بزرگی در محوطه هتل چشمه آبگرم هست و دو استخر زنانه و مردانه در زیر هتل داره . مردانه به ابعاد 8 در 12 بود .
چشم انداز شرقی هتل هم که از بالای بلندا روستاهای دوردست توابع دلیجان و محلات را در دید داشت جالب بود .
یک دهکده توریستی گردشگری هم با استخر های عمومی و سوئیت های با وان آب گرم در نزدیکی هتل دیده می شد .
بچه ها هم در گروه تلگرامی خانواده دائم سفر ما رو رصد می کردن و گزارش می خواستن . آنچه می دیدیم با آنچه از آبگرم سرعین اردبیل دیده بودیم تفاوت زیادی داشت ، اما برای خودش جالب و دیدنی بود .
برای دوستان گروه های تلگرامی هم چند عکس و گزارش مختصری می فرستادم .
بعد از نهار و استراحت ، ساعت 3 بعد از ظهر سراغ استخر رفتیم . با اینکه بیش از 50 مسافر در هتل بود استخر خلوت بود . ظاهرا بدلیل توصیه های شدید ایمنی در مورد مشکلات قلبی احتمالی در استخر خیلی ها ترسیده بودن استخر بیان و مدتی بمونن .
استخر سرپوشیده بود و هواکش چندانی نداشت ولی می شد بعد از چند دقیقه شنا کنار در خروجی که هوای آزاد داشت نشست و با دوستان جدید گپ و گفتی داشت .
برای من که علاقه زیادی به استخرای آب معدنی گرم دارم جالب بود .
موقع پذیرش تعدادی ژیتون چای دمنوش و عصرانه در رستوران سنتی داده بودن . رستوران سنتی هتل هم جالب بود و چیزایی برای تماشا و سرگرمی داشت .
هوای بیرون هتل به سردی می رفت و نمیشد زیاد بیرون موند . ولی درون هتل فضای آروم و خلوت و سرشار از سکوتی برای استراحت داشت .
تلویزیون خبر از ابر و بارون و سرمای شدید در بیشتر نقاط کشور می داد و گروه ها و کانالای تلگرامی پر شده بود از مناظر بارش برف در سوادکوه و دیگر نقاط .
معمولا وقتی در فضا و محلی جدید قرار می گیرم خواب من کمتر و سبکتر میشه و در مسافرت مشکل سنگینی خواب ندارم .
نیمه های شب صدای زوزه باد از پنجره شنیدم و بیرون را سراسر مه گرفته دیدم . صبح از منظره پشت پنجره فقط تاج چند کاج رو در فضایی مه گرفته و وهم آلود دیدم که سرما ازش می بارید .
برچسبها: هتل آبدرمانی محلات, آبگرم محلات, گوگل مپ و جی پی اس, استخر آب گرم
