شهریار ، ساوه ، کبودرآهنگ - غار علیصدر
صبح روز چهارشنبه قبل از سپیده از میزبان عزیزمون خداحافظی کردیم و از راه شهریار به جاده ساوه رفتیم . منطقه شهریار نسبتا سرسبز با باغات زیاد هست .
در آزاد راه تهران ساوه پیش می رفتیم ، منطقه تپه ماهوری و نسبتا کویری هست . آزادراه نسبتا خلوت بود و سرعت 120 مجاز . رانندگی در چنین جاده ای اون هم در صبح زود خسته کننده هست و خواب آور ، مخصوصا که همسفرا ( مسافرا ) در خوابن . بهر طریق مقاومت کردم و از کم شدن هوشیاری جلوگیری کردم . ( خواب آلودگی در رانندگی معمولا بشکل از دست رفتن هوشیاری هست در حالیکه چشم ها بازه ، نشانه افت هوشیاری هم درگیر شدن ذهن به موارد ناخواسته و غیرارادی هست )
بنا داشتیم که برای صبحانه به ساوه بریم و کمی توقف کنیم ولی وقتی به خروجی ساوه رسیدیم دیدم همسفرا خوابن . برای فرار از گرمای زودرس مسیر آزادراه رو بسمت همدان ادامه دادم .
چند سال قبل که به همدان رفته بودم مزارع سیب زمینی و هندوانه زیاد دیدم اما الان فقط گندمزارهایی با خوشه های طلایی و رسیده جای شون رو گرفته بود که در حال جمع آوری اش بودن .
ساعت 10 به کبودرآهنگ رسیدیم و بعد از 12 سال از جلوی ورودی پایگاه نوژه گذشتیم و به انتهای شهر برای اقامت در خانه معلم رفتیم .
هوا نسبتا گرم بود و برای تموم سوئیت ها کولر گذاشته بودن . تا ظهر فرصت برای خواب و استراحت داشتم تا بعد از ظهر بسمت غار علیصدر بریم .
2 بعد از ظهر برای رفتن به غار به ابتدای شهر ( ورودی پایگاه ) اومدیم و از مسیر کنار پایگاه رفتیم پسرم از خاطراتش در این پایگاه می گفت و ...
از شهر و باند فرود اضطراری که قسمتی از جاده شده بود گذشتیم . جاده تپه ماهوری گاهی با نشیب و فراز شدید در پیش بود . کامیون های حامل گندم هم در جاده زیاد بودن که بسمت سیلو می رفتن .

گندمزارهای منطقه غار علیصدر
روستاهای مسیر نسبت به 12 سال پیش توسعه زیادی پیدا کرده بودن . غارعلیصدر که یک تفریجگاه کوچک در زیر یک تپه بود تبدیل به یک شهرک توریستی تفریحی شد که جمعیت زیادی رو در خود جای می ده .
اما هوا همچنان گرم بود . فقط در زیر سایبان ها و در معرض باد نیمه گرم احساس راحتی داشتیم .
ورودی غار نسبتا خلوت بود . هم وسط هفته بود و هم بعد از ظهر . بعد از تهیه بلیط وارد غار شدیم نسبت به قبل فرق هایی کرده بود . ورودی جدید ساخته بودن که صندلی های انتظار خیلی زیادی برای سوار قایق شدن داشت .
هوای داخل غار خیلی خنک بود ظاهرا در حدود 16 درجه و دمای آب هم 12 درجه . فضای تماشایی و دلچسبی در گرمای تابستان داره .
بعد از حدود 20 دقیقه نشستن در قایق هایی که به یک قایل پدالو بسته شده اند و با رکاب زدن راهنما و یکی از مسافران در مسیر از پیش تعیین شده به جلو رفتیم در ایستگاهی ما را پیاده کردن تا یک مسیر پیاده روی را که در قسمتی از خشکی غار و قسمت هایی که با پل شناور ایجاد کردن قدم بزنیم و بر گردیم .

هنگام برگشتن سوار آخرین قایق شدیم چون از آخر آزاد بود دائم به چپ و راست منحرف می شد و به بدنه غار میخورد که بقول نوه ام سفر را هیجانی تر کرده بود .
چون بازدید کننده زیاد نبودن زیاد در صف انتظار نموندیم و نسبتا زود بیرون اومدیم .

هوا هنوز خنک نشده بود . کمی بازارگردی کردیم و ساعت 6 عازم برگشت شدیم .
موقع رفتن مسیر زیادی رو طی کردیم و سربالایی سوباشی رو پشت سرگذاشتیم تا به جاده همدان غار علیصدر رسیدیم و ... ، اما در بازگشت جاده آسفالته خلوتی پیش رو دیدیم با توجه به موقعیت مکانی تپه ها و دشت ها احساس کردم باید میانبر باشه با توجه به وقت و فرصتی که داشتیم وارد جاده شدیم . بیش از 10 کیلومتر راه مون رو کمتر کرده بود و از میون گندمزارها می رفت و از روستای چاله کند گذشت . خلوت بود و باب دل رانندگی و تماشا ، اما گاهی نشیب و فرازش آنقدر زیاد میشد که برای بالاگرفتن سرعت رو بالای 100 می رسوندم و وقتی به اوج می رسیدم انگار بجای جاده ، سکوی پرش گذاشته باشن ، جلو رو یهو خالی می دیدم و سریع سرعت کم میکردم تا مانع پرش ماشین بشم . بقولی رانندگی هیجانی ای داشت
برچسبها: غار علیصدر, کبودرآهنگ, پایگاه نوژه, گندمزارها
