ملای ده در انتهای منبرش طبق معمول به واقعه کربلا پرداخت و یکسر از شکست و ضربت خوردن و کشته شدن یاران امام می گفت و داستانسرائیش ظاهرا طولانی شده بود تا اینکه یکی از پامنبری ها گفت :
آشیخ ، یاران امام اتا پهلم چو هم نداشتنه که بَزنن ؟ !!!
( یاران امام حتی چوب ضعیف و سست آقطی هم نداشتن که بزنن ، فقط اونا می زدن ؟ )
یاد اون دوران از این جهت بخیر ، که می شد از آشیخ بالای منبر هم سئوال کرد یا به سئوالاتش پاسخ داد و حتی طعنه زد .
با بقدرت رسیدن حکومت دینی سیستم گویش و استماع به کمال لازم رسید بنحوی که حتی نمیشه به مداحی که برای بیان قدرت حق افسانه ملائکه هزار دست و هر دست هزار انگشت رو پشت تریبون میخونه هم نگاه چپ کرد و فضایل و کمالاتش را زیر سئوال برد .
در این میان نقش مردم چیست و چقدر در شکل گیری و تکمیل سیستم تک صدایی و هزار گوشی مقصرند ؟
چرا فقط شنونده یا خواننده ایم ؟
طبیعیه که تریبون و میکروفون برای خیلی ها آنقدر جذاب باشه که وقتی بدست گرفتن انگار طفل گرسنه ای به پستان پر شیر مادر رسیده باشه ...
با تریبون و میکروفون و اجتماعات خاص و بزرگ کاری ندارم و نمیتونم داشته باشم ، اما مشکل اینه که حتی در جمع خودمونی و خصوصی و حتی در گروه های کوچک ( از جهت تعداد ) اجتماعی حقیقی و مجازی هم تمایل اکثریت مردم ما به تماشاگر و خواننده و شنونده بودن هست .
در این گروهها اکثریت اعضا حضور خاموش دارند و اقلیت فعال هم غالبا در کار نقل و انتقال ( کپی ، پیست ) پیام و نوشتار دیگران هستن بنحوی که این شبهه پیش میاد که آیا مطالب فرستاده شده به گروه ها خوانده هم میشن یا فقط در دوران نقل و انتقال بی خاصیت و بی مصرف هستن ؟
چطور خوانده میشن که هیچ بازخورد و عکس العملی از ناحیه خواننده اظهار نمیشه ؟
اینجا که دیگه مشکل گویش و استماع نیست ، اینجا که دیگر بنا بر گفت و گو ( خواند و نوشت ) هست .
تمایل خیلی از نویسنده ها و شخصیت ها به داشتن کانال یکطرفه هم گویای همین امر هست .
تا وقتیکه بنویسیم بی آنکه از خوانده شدنش خبر داشته باشیم ، و بگوئیم در حالیکه نمیدانیم شنونده توجه میکند یا نه ؟ اگر توجه میکند می پسندد ؟ یا در دل بدعاگویی مان مشغول است !!! ، آب در هاون می کوبیم .
#قاسمی_اوجی 

 

آقطی  ، پهلم  یا پلم به مازنی


برچسب‌ها: گفت و گو, گویش و استماع, آقطی, پهلم
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ و ساعت 11:40 |