نسبتا کوتاه بود اما گویا و نسبتا دقیق .
زندگی فردی با شروعی همراه با خدمت و پایانی نکبت بار و غرق در تکبر و گم شدن در قدرت و رویای امپراطوری و ...
یکی از نکات جالب توجه ، تمایل قذافی به کتاب خواندن و کتاب نویسی بود . دو کتاب نوشته بود ، یکی برای کودکان که آموزش آنرا در دبستان ها اجباری کرده بود .
دیگری هم کتابی بنام فرار به جهنم ، ظاهرا در سال های پایانی عمرش نوشت ، موقعی که ادبار و دوری و روی برگرداندن مردم خودش و اعراب رو از خودش دید .
آنچه باعث تعجب منه اینه که عده ای دائم سرانه کتاب نویسی و کتاب خوانی را مورد توجه قرار داده و از کمیت ناچیز آن در ایران گلایه دارند و تمام زیربنای رشد و ترقی و رسیدن به رفاه را در کتاب و کتابخوانی می بینند ، حال آنکه بنظر من جریان میتونه برعکس باشه و با محدود شدن منابع مطالعاتی و آموزشی و حتی سرگرمی و تفریح و تنوع مردم به کتاب نوشتاری که غالبا در سیطره و تسلط گروه و جریان خاص مسلط بر اجتماع خواهد بود ، زمینه عقب نگه داشتگی و ایجاد جمود فکری تا حد پرورش جوانان انتحاری و استشهادی برای عملیات تروریستی و کشتار فراهم تر خواهد شد .
نیروهای انتحاری طالبانی و داعشی و بوکوحرامی و ... قطعا نه تنها بدون سواد و توان خواندن کتاب نیستند ، بلکه از اینترنت و شبکه های موبایلی هم استفاده می کنند .
امروزه با فراگیری و رواج و توسعه اینترنت و شبکه های موبایلی درصد بالایی از مردم از آن بهره مند هستند و طبعا جریان های مسلط و با تشکیلات اعضای بیشتری داشته و بیشتر به جهت دهی و آموزش اعضایشان می پردازند .
آنچه که موجب فرق عمده کتاب های کاغذی و کتاب های الکترونیک هست وسعت و تنوع بیشتر منابع و مطالب الکترونیک و تسلط کمتر و ناچیز جریان های فکری مسلط بر آنهاست و همچنین نظارت بر نوع مطالعه افراد در این سیستم هست .
امروز زمانی ست که باید مدافع توسعه رسانه های الکترونیک و گرایش بیشتر افراد به آن باشیم نه آنکه به اسم توصیه به مطالعه کتاب های کاغذی در ذم فناوری جدید و رسانه های سهل الوصول و آزاد بنویسیم .
مهم چگونگی و چه چیز خواندن است نه صرف خواندن ، چرا که خواندن و مطالعه در جهت و سمت و سویی خاص در طول قرون گذشته وجود داشته و ثمرات زیانبار آن هم به کرات مشاهده شده است .
برچسبها: معمر قذافی, کتاب نویسی, کتاب کاغذی, کتاب الکترونی
