حرف بسیار است و لبها دوخته
دل همی اندر دو آتش سوخته
آتش افساد غرب و آتش ارشاد شرق
هر دو انسان را کنند در افراط غرق
ای خوش آنکه زین دو، اعتدال را برگزید
نی ز مغضوبین بشد و نی به ضاللین در رسید
کاش بعضی راه ها ، بزرگراه و شاهراه بی انتها نبودند ، کاش کوچه ای سوت و کور و بن بست بودند ، کاش حد و مرز و انتهایی داشتند .
در ایام جوانی که کتاب های عزیز نسین می خواندم ، داستانکی دیدم با عنوان " ورود روزنامه ممنوع "
داستان از این قرار بود که یکی از اعیان هر روز روزنامه به منزل می آورد و بعد خواندنش در قفسه ای می گذاست ، روزی پسرکش روزنامه ای را برداشت و می خواند ، به اصطلاحی در روزنامه بر خورد که معنی اش را نمی دانست .
پسرک بی توجه به اینکه پدرش مهمانان متشخص و برجسته ای دارد ، طبق معمول و روال قبل برای حل معمایش در حالیکه روزنامه در دستش بود به اتاق مهمانی دوید و بی مقدمه از پدر پرسید : بابا بابا استریپ تیز یعنی چه ؟
پدر در حالی که از شرم سرخ و سیاه شده بود به پسرک اشاره داد که خارج شود ، اما پسر سماجت کرد ، و پدر ناچار به عذرخواهی از مهمانان شد و در حالیکه با پسر برخورد بد و شدید داشت او را از اتاق خارج کرد و ...
جامعه ای که روزی مشکلش استریپ تیز رقاصگان و رسیدن اطلاعات پیش از موعد به بچه ها از طریق روزنامه بود ، حالا به کجا رسید ؟ و تا کجا پیشروی خواهد کرد ؟
چند سال پیش در سایتی دو عکس از یک مکان را در فاصله زمانی یکصد سال دیدم ، در هر دو عکس که از ساحلی در آلمان گرفته شده بود ، دو زن در حال رفتن به شنا بودند ، عکس صد سال قبل با پوششی نسبتا مناسب بود ، اما عکس جدید
(هنوز به انتها نرسیده بود و چیزایی برای کندن داشت) .
متاسفانه افساد غرب ، ( که امروزه دیگر از نظر مکانی هم حد و مرزی نمی شناسد و جهانی شده است ) ، بن بست و انتهایی نداشته ، از برهنگی ساده و استریپ تیز در پارتی ها شروع شده و به هاردکور پارتی رسیده است ، یعنی توحشی آشکار و تمام عیار ، و قطعا بیشتر هم سقوط خواهد کرد .
از آنطرف هم گروه هایی برای مقاصد و مطامع سیاسی و اقتصادی خود و اربابان شان در گذشته نزدیک در قالب کمونیست و ایست و ایسم های دیگر و امروزه هم در قالب طالبان و داعش و ... شرق ، و بلکه کل دنیا را در معرض تاخت و تاز و کشتار و غارت خویش قرار دادند .
تا جاییکه دیشب آشنایی می گفت دو روزه که آرام و قرار ندارم و از خواب و خوراک افتادم چون فیلمی از جنایات داعشی ها دیدم که قابل ذکر نیست
کاش جاده بی انتهای افراط و تفریط وجود نداشت ، ولی متاسفانه هست و همیشه هم خواهد بود و انتهایی هم برای این دو لبه قیچی قطع ریشه های زندگی سالم انسانی قابل تصور نیست .
تنها راه نجات ، هشیاری و ایجاد آگاهی و بیداری مردم برای دوری از این هر دو زشت است .

برچسبها: افساد غرب, جنایات داعشی ها, جاده بی انتها, توحش جدید
