هر چه سعی دارم که این روزای آخر سال به مسائل تلخ فکر نکنم و از سختی و تلخی ننویسم ، انگار نمیشه ، یک حساسیت عجیبی دارم سر پرداخت هر آنچه که پول زور بحساب بیاد ، نمیدونم چرا به یاد کیوون برره می افتم ، و حتی با لبخند هم دادن اون پول زور برام زور داره .
اینکه زندگی در اجتماع باید تابع قراردادهای اجتماعی باشد کاملا سمع است و مطاع ، هر چند توافقی در کار نیست و تعیین کننده یکطرفه به قاضی میرود و صحیح یا غلط قرارداد هم به ما نیامده و ما فقط موظف به پرداخت هستیم ، اما چون در لوای قرارداد هر چند به اجبار پذیرفته شده هست ، قابل تحمل می شود ، مگر در موارد این چنینی :
از دوستان شنیدم که پرداخت عوارض اتومبیل دیگر مثل سابق نیست که موقع فروش و نقل و انتقال ، در دفتر خانه با مبلغ دریافتی توسط دفتر و واریز بحساب شهرداری ، تسویه حساب بشه ، بلکه پست بانک وظیفه دریافت عوارض را بعهده گرفته و مثل موارد بسیار دیگر الکترونیکی شده ، و چنانچه تا پایان هر سال پرداخت نشه ، مشمول جریمه دیرکرد شده و دوبل میشه ، با اینکه دیر شنیدم ولی امروز برای علاج قبل از وقوع خسارت دیرکرد ، به پست بانک مراجعه کردم ، طبعا انتظار دوبل شدن عوارض دوسال قبل را داشتم ، ولی با کمال تعجب دیدم خسارت دیرکرد عوارض امسال را هم که هنوز ۵ روز به پایانش مونده از من گرفتن ، بعبارتی بابت سالی که هنوز به پایان نرسیده دوبل دریافت کردند
نوشته اسفند 92
بهار زیباست حتی در زیر آب هم علف های آبی سبز شده اند
و با موج ملایم آب چون گیسوان سبز می رقصند
برچسبها: قراردادهای یکطرفه, تلخی آخر سال, جریمه دیرکرد, پول زور
