خرج چو از جیب این و آن بود
آقایی و سروری آسان بود
دوستان سلام سلامی به زیبایی و خوشرنگی جنگل های پاییزی شمال و به گرمی روزهای آفتابی پاییز
صبح خیلی زود در بستر در حالت نه خواب و نه بیداری به سرم زد که یه سر بریم آبگرم لاریجان و از اونجا قله دماوند رو که هر صبح با سپیدی خیره کننده ش خودنمایی می کنه از نزدیک ببینیم چون تا چند روز دیگه هوا ابری و بارونی میشه بعدش هم چیدن مرکبات شروع میشه و پشتش هم زمستون میاد و ...
از طرفی هم احتمال میدادم که هوا نامساعد باشه و نتونیم به آب داغ لاریجان برسیم و در حسرت یه آبتنی آب داغ بمونیم لذا پا شدم و ساعت 5 صبح کامپیوتر رو روشن کردم تا با گوگل ارث مسیر جاده هراز به چمستان رو هم بررسی کنم که اگه نتونیم تا زیر قله بریم در برگشت به چمستان و لاویج بریم و از استخر آبگرم اونجا استفاده کنیم .
مشغول گشت زنی در گوگل ارث بودم که خانومی بیدار شد و گفت چه خبره ؟ !!! گفتم پاشو زودتر صبحونه آماده کن میخواهیم جایی بریم
سر صبحونه گفتم : وسایل رو جمع کن میخوام یه سفر دو روزه بریم یهویی و بی سروصدا و بدون بچه ها ( دونفره ) ... نذاشت حرفمو تموم کنم که گفت : امشب خونه ... دعوتیم البته فقط زنونه
گفتم : خوب نرو گفت : نمیشه ... وانگهی دیشب به برادرزاده ات گفتی امروز میریم خونه خواهرزاده ات یادت رفته !!!
دیدم از هر جهت حق با اونه . از طرفی اطیعوا اوللامر هم از واجباته
از طرفی هوای گشت و گذار به سرم زده بود خاصه استخر ابگرم . از طرفی هم بیکاری . مگه میشه خونه بشینم . گفتم پاشو صداش کن سریعتر حاضر بشه میریم لاویج که نزدیکتره و جاده جنگلی اش هم اینروزا رویاییه تا عصر هم بر می گردیم .
خیلی زود راه افتادیم با این وجود ترافیک بابل و آمل کم معطل مون نکرد . ساعت هشت و نیم رسیدیم به چمستان و وارد جاده جنگلی لاویج شدیم . به پارک جنگلی کشپل رسیدیم همونجایی که چند سال پیش این عکس زیبا رو از یکی از نوه هام گرفته بودم .

جلوی پارک ایستادم تا پسرناز برادرزاده ام که با ما بود کمی سرسره بازی کنه ما هم یه نگاهی به اطراف بندازیم و فضای زیبای جنگلی اطراف رو تماشایی بکنیم که چشم تون روز بد نبینه هنوز در ماشین رو باز نکرده بودیم که دیدیم از هر طرف چند سگ ولگرد کثیف و ظاهرا مریض بطرف ما دویدن . من هم که ذاتا و ناخواسته از سگ بدم میاد و ازش می ترسم با دیدن وضعیت زشت و رقت انگیز سگ های گرسنه و مریض حالم بد شد و اصلا نذاشتم در رو باز کنن و فوری حرکت کردم
هوای نیمه ابری بتدریج روشن تر می شد و هر چه بالاتر می رفتیم درخشش آفتاب بیشتر می شد و زیبایی های پاییزی جنگل بیشتر به چشم میومد

مناظر اطراف اونقدر زیبا و چشم نواز بود که متوجه گذر از اون همه پیچ ها و سر بالایی های جاده نشدیم با اینکه خیلی آهسته حرکت میکردم و گاهی هم می ایستادم و عکس می گرفتیم ...
روز غیر تعطیل بود و هم جاده و هم روستای لاویج خلوت بود یه گشت کوچیکی با ماشین تو روستا زدیم و بعد از صرف صبحونه رفتیم استخر مجتمع آبدرمانی .
این مجمتع دارای فضای سر بسته ای حدود 90 متر و یک استخر 40 متری و یک جکوزی در طرف مردانه هست و احتمالا همین مقدار هم طرف زنانه داره که همزمان استفاده میشه و بهداشتی و تمیزه . خصوصا امروز که خلوت هم بود . جمعیت به ده نفر هم نمی رسید .
من هم که چنین فرصت طلایی گیرم اومده بود بیش از یک ساعت موندم با اینکه تنها رفته بودم اما بقیه مسافرا هم همسن خودم بودن و یکی دو نفرشون هم که واقعا خوش صدا بودن شروع کردن به خوندن و ترانه های اصیل می خوندن .
با اینکه استخر کوچیک بود ولی آرامش خوبی داشت آب هم ابتدای ورود داغ بنظر می رسید اما خیلی زود عادی شد و می شد مدت ها تو استخر موند ...
حدس زده بودم که بچه ها بیرون منتظرم باشن وقتی بیرون اومدم دیدم بعععله مدتیه که بیرون منتظرم هستن چون همسفر کوچولوی ما آقا امیر احمد رو به استخر راه نمی دادن و خانم ها مجبور بودن به نوبت بیرون نگهش دارن . خوشبختانه هوا آفتابی و گرم بود و مشکلی نداشتن و اعتراضی نکردن . تازه خیلی هم بهشون خوش گذشت چون تماشای مناظر جنگلی اطراف مجتمع خودش کلی سیاحته

موقع برگشتن دیدم که در ابتدای ورودی محله به سمت آبگرم یک لوله بلند یکطرف خیابون بلند کردن و وزنه ای به پایش بستن و طرف دیگه اش هم طنابی وصله ( سال های قبل نبود ) دقت کردم دیدم بعععله انگار قضیه تشکیلاتیه و همه جاییه . اینا هم اینجا مثل خیلی جاهای دیگه با این میله یه درب ورود و خروج درست کردن تا در مواقع شلوغی و پر رفت و آمد عوارض (ورودی بگیرن) .
تابستون رفته بودیم آبگرم گزانه لاریجان ( من معمولا وسط هفته و زمان خلوتی جاده و گردشگاه ها میرم ) صبح که خواستیم بر گردیم رفتیم روستای ملار پشت کوه روستای آبگرم تا قله دماوند رو ببینیم بعد از اینکه اول روستا قله و مناظر اطراف رو تماشا کردیم و سروته کردم برگردیم دیدم تعدادی مسن تر از خودم کنار نشستن و تماشا میکنن و میگن و میخندن ظاهرا از ییلاقی های اونجا بودن .
سلامی کردم و گفتم : شما بجای ما اینجا رو تماشا کنین ما هم بجای شما پل ورسک رو تماشا میکنیم
تا وقتیکه روی دماوند پرده ای نکشیدن و عوارض نگرفتن و تماشا مجانیه خوب سیاحت کنین پل ورسک رو که پرده کشیدن و ورودی گذاشتن
خندیدن و یکی گفت : اینجا هم نزدیکه ، آبگرم رو روزهای شلوغی ورودی میگیرن .
تو همین فکرا بودم و برا همراهان بازگو میکردم که دیدم به به آفتاب رفته طرف غرب جاده و دهکده توریستی نسبتا جدیدالولاده لاویج در برابر نورش چه درخشش و خودنمایی ای میکنه . ایستادم و تماشا کردیم و چن تا عکس گرفتم
انگار هر چه جلوتر می اومدیم جاده تماشایی تر میشد
بالاخره بتدریج از زیبایی های سحرانگیز جاده دل کندیم و پایین اومدیم در پارک جنگلی کشپل دیدیم بعضی مسافرا بساط نهار پهن کردن و سگ های مریض و کثیف در اطراف شون ...
از چمستان گذشتیم و نزدیکی های آمل بخاطر اینکه تو ترافیک شهر نیفتیم از کمربندی جنوبی رفتیم تا کنار امامزاده نهاری بخوریم و ضمن استراحت و خواب مختصر من تو ماشین خانوما برن زیارت و تو محوطه بگردن . از دست اندازا و سرعت گیرای زیادی گذشتیم و از کنار امامزاده رد شدیم کاملا خلوت بود . ( هنوز اردوهای دبستانی مدارس شروع نشده ) وقتی به ورودی رسیدیم دیدیم بعععله حتی در این روزای خلوت به اسم ورودی پارکینگ باید ورودی بدیم . نمیدونم چرا بی اختیار ( سر خر رو کج کردم ) فرمون بطرف خروجی شهر پیچید و ...
آخه خوش غیرتا مسافری که وارد شهر و محله تون میشه از بنزین گرفته تا اجاره اتاق و خرید میوه و تنقلات و سوغات و ورودی استخر و ... داره از نظر اقتصادی به شما خدمت میکنه دیگه این ورودی های بی ضابطه و بی قاعده چه معنی داره ؟ !!!
شاید از نظر ریالی برا مسافر مبلغی نباشه ولی از نظر روانی خیلی براش گرون تموم میشه . و ضرب المثل خوردن هم از توبره هم از آخور رو یادش میاره .
از قدیم گفتن : نکش نخور ، بدوش بخور . در اینجور اماکن باصطلاح توریستی با قیمت های سر گردنه ای با مسافر رفتار میشه دیگه این چه قوزیه که بالای قوزها میذارین ؟ !!!
کم نیستن کسانیکه برا همین ورودی ها از ورود به گردنه های شما منصرف میشن . مردم مجبورن که بیان شما رو چه حسابی زورگیری میکنین ؟ !!!
اگر این جاذبه های طبیعی و خدادادی نبود که کسی به منطقه و محله تون نگاه نمیکرد . حالا هم به همون گردش اقتصادی رفت و آمد و گردش توریست و گردشگر قانع باشین و کاسبی حلال بکنین نه گردنه داری ...
برچسبها: آبگرم لاویج, آبگرم لاریجان, جاده لاویج, پارک جنگلی کشپل
