گاهی در پاسخ به مطالب و متون و پیام های تلگرامی قطعاتی رو می فرستم که غالبا از سروده های سال های قبل هستن و گاه نیز ویرایشی شده اند .  

         از آنجایی مطالب و پست ها در گروه ها و کانال تلگرمی سریع از دسترس خارج میشه ، تصمیم به درج در وبلاگ گرفتم تا در صورت لزوم با سرچ در موتور های جستجو در دسترس باشه و احیانا مجددا بکارگیری و خوانده بشه .  

          استغنا  

 ارباب خویشم و خوشه چین خرمن خویش

سر تعظیم  بهر هیچ خان  نمی آرم  پیش

شکر ایزد ،  قانعم  به  داشته  و نداشته ام

بهر ناداشته ها  هیچ   ندارم   دل  ریش    

 

گرانی ، سفر ، شعر  

گرانی آید از بالا چنان برف

ولیکن من ندارم اونقدی ظرف

حقوق کارمندی و گرونی

سفر که نیست نشینم زیر این سقف

مگر  بر بال شعر آیم به جایی

قمی،یا اصفهان،یا شهرضایی

ببینم هم چمن،هم سبزه،هم گل

و روی چون تو ماه باصفایی   

  اوج  

ماورا و ماورا و ماورا

دل برآ و دل برآ و دل برآ

رو به بالا کن برآ تا اوج ماه

این چنین لطفی نبینی عمق چاه

 تنگ و هم تاریک قعر چاه هست

دید بسیار هم بر اوج ماه هست

 

جبر زمانه  

از جبر زمانه گاه هم

 نتوان گریخت

بی چرخش ایام هم

 نتوان زیست  

این حال که بینی

 امروز بر من و توست

خود حاصل کشت


برچسب‌ها: استغنا, اوج, جبر زمانه, مقطعات
+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در یکشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۰۱ و ساعت 1:9 |